عصر پساهاشمی
ایران و جهان اسلام، روزهای حساسی را سپری میکنند و عناصر مؤمن و بیدار آن میبایست با درک این موقعیت حساس و تبیین آن، حضوری پررنگ و مؤثر در صحنه نصرت اسلام و احیاء آن داشته باشند.
ملت ایران نیز در روزهای آتی برای انتخاب خادمی دیگر، به پای صندوق رأی خواهد رفت. عدهای –از جمله نگارنده- نیز در این میان، دکتر محمود احمدینژاد را به عنوان نامزد اصلح و مورد نظر خود در انتخابات پیش روی برگزیدهاند. اما براستی چرا احمدینژاد؟ رأی به ایشان چه معنایی دارد؟
رأی به احمدینژاد یعنی تجدید بیعت با گفتمان امام(ره)؛ رأی به احمدینژاد یعنی قدردانی از 4سال خدمت شبانهروزی احمدینژاد و یاران او؛ رأی به احمدینژاد یعنی تقویت جبهه جهانی مقاومت در برابر زورگویان عالم؛ رأی به احمدینژاد یعنی حمایت از توزیع عادلانه ثروت در اقصی نقاط ایران و نه چند شهر معدود؛ رأی به احمدینژاد یعنی «نه» به ویژهخواری و افزونطلبی؛ «نه» به تجملگرایی و اشرافیگری؛ رأی به احمدینژاد یعنی پیکار در «جنگ احزاب» و «نه» به اشراف و خوانین امروزی یعنی احزاب؛ رأی به احمدینژاد یعنی دست رد به سینه شارلاتانیزم مطبوعاتی؛ رأی به احمدینژاد یعنی پیامی روشن به نمایندگان مجلس، خصوصا لاریجانی و توکلی؛ رأی به احمدینژاد یعنی «نه» به عدم همکاری مجلس با دولت؛ رأی به احمدینژاد یعنی لزوم هدفمندشدن یارانهها در سال «حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف»؛ رأی به احمدینژاد یعنی «نه» به الگوی پیشرفت غربی که توسط سازمان برنامه و بودجه عملیاتی میشد.
رأی به احمدینژاد یعنی تثبیت همه ارزشهایی که دولت در این 4سال به دنبال زنده نمودن آنان بود: اسلام، عدالت، استکبارستیزی، استقلالخواهی، توجه به محرومین، سادهزیستی و...
رأی به احمدینژاد یعنی مطالبه یک «دولت اسلامی».
سخنان صریح دکتر احمدینژاد در مناظره با مهندس موسوی نیز به خاطر ظلم رواشده بود. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ»؛ یعنی خداوند بدگويى بلند و آشكار(مانند غيبت، بهتان، نكوهش، سعايت و نفرين) را دوست ندارد (كراهت تشريعى شديد يا خفيف دارد) جز براى كسى كه بر او ستم رفته باشد.
جالب آنکه کسانی که تا دیروز به تخریب دکتر احمدینژاد و دولت ایشان میپرداختند، پس از انجام آن مناظره، دم از اخلاق میزنند!
خانم فائزه هاشمي - فرزند آقای هاشمی رفسنجانی- اخیرا در یک نشست انتخاباتی، عصر امروز را نکبتبار توصیف نموده است. به ایشان باید حق داد که خود را در نکبت ببیند. امروز حقیقتاً دوران نکبت شماست؛ نکبتی از جنس نکبت رضاخان در جزیره موریس. نکبت کسانی که در دو مقطع از تاریخ ایران به دنبال اصلاحات آمریکایی بودند اما با دست رد مردم مؤمن و انقلابی عقب رانده شدند. تاریخ، نکبت شما و رضاخان را مانند نکبت یک خان ظالم و زورگو روایت خواهد کرد. شما خود را در نکبت میبینید چون دیگر نخواهید توانست رأی اول تهران را بدست آورید؛ چراکه مردم ایران بیدار شدهاند. مردم و جوانان عربستان هم بیدار شدهاند. نه کاخ مرمر، که هیچ برج و بارویی به ساکنان خود وفادار نمانده است؛ «اینما تکونوا یدرککم الموت و لو کنتم فی بروج مشیدة».
امروز ایران وارد عصر پساهاشمی شده است. امروز مردم ايران و جوانان آن، زمينهسازان مشتاق تشريففرمايي حضرت صاحب – عج ا... تعالي فرجه الشريف- شدهاند. مرحبا به اين جوانان! بشارت باد بر ملت ایران، رهایی از چنگال کسانی که میکوشید بت وجود خود را بر مردم تحمیل کنند؛ وطنفروشانی که به اسم صلح و تنشزدایی، سودای سپردن ایران به امواج آمریکاییسازی جهان که «جهانی شدن» نامیده میشود، را در سر میپروراندند. از این منظر انتخابات 22خرداد، 22بهمن دیگری است. این انتخابات، مظهر شکوفایی نهضتی اسلامی است که در سالهای اخیر در مقابل الگوی پیشرفت غربی شکل گرفت و از دکتر احمدینژاد نیز انتظار میرود ان شاء الله در دوره دوم خدمتشان، اهتمام ویژهای به الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت داشته باشند.
این روزها نه تنها ایران اسلامی، که لبنان نیز در آستانه انتخابات قرار دارد. تحمل دو پیروزی پیاپی اسلام، برای دشمنان آن دشوار است؛ از اینرو امری که نباید از آن غافل شد، انتقام دشمن زخمی است. چنگ و دندان نشاندادن رژیم صهیونیستی در قالب برگزاری بزرگترین مانور نظامی، ترور، بمبگذاری و درگیریهای نظامی در اقصی نقاط منطقه حتی ایران، موجب ارتقاء مسائل نظامی و سیاسی به سیاست درجه اول(1) و تنزل مسائل فرهنگی و اقتصادی به سیاست درجه دوم(2) شده است.
همزماني انفجار مسجد اميرالمؤمنين زاهدان با يك جلسه سياسي در مسجد اميرالمؤمنين تهران، میتواند نشان از خباثت مذبوحانه دستهاي ناپاكي باشد كه وحدت ملي را نشانه رفته است؛ در اینصورت، آنها بايد بدانند امروز ايران، دورهاي تازه از حيات سياسي خود را تجربه ميكند و اينگونه تحركات به مانند اوايل انقلاب، هيچ خللي در صف مستحكم ملت – اعم از شيعه و سني- وارد نخواهد كرد. اما به هر روی، جهان اسلام، مقطع حساسي را سپري ميكند. ضمن آنکه ناامیدی دشمن از وطنفروشان ایرانی و لبنانی، او را به سمت گزینه نظامی سوق خواهد داد.
حجم گسترده لشکرکشیهای دیپلماتیک به خاورمیانه در این روزها – از جمله سفر اوباما- میتواند مقدمات جنگ و تقویت همدستی کفار حربی و منافقان امت باشد. اوباما در آستانه سفر به خاورمیانه با وزیر جنگ رژیم صهیونیستی – ایهود باراک- دیدار کرده است.
اوباما در سخنرانی خود در قاهره کوشیده است در یک تغییر سرمشق(شیفت پارادایمی)3، «کنش ارتباطی در زیستجهان» متأثر از آراء «یورگن هابرماس» را جایگزین «کنش ابزاری در نظام» که دستورکار نومحافظهکاران آمریکا – شاگردان «لئو اشتراوس»-، نماید. (به نظر میرسد الگوی زیست مسلمانی یکی از نامزدهای انتخابات ایران نیز متأثر از آراء هابرماس باشد.)
اوباما از همزیستی و احترام متقابل میان اسلام و غرب سخن میگوید. مراد شما کدام اسلام است؟! اسلام آمریکایی یا اسلام ناب محمدی(ص)؟ اسلام آمریکایی که در دامان جاسوسان شما همچون «مستر همفر» متولد و آرمیده است. مدعیان خادمالحرمینی و اذناب آنان، اسلامشان را از شما گرفتهاند. اگر هم به دنبال همزیستی با اسلام ناب محمدی(ص) هستید، باید بدانید در ذات این اسلام، «استکبارستیزی» نهفته است و تا زمانی که تغییری عملی در اهداف و رفتار شما پیدا نشود، سخنان شما در حد حرف و ادعا باقی خواهد ماند. به مصداق آن ضربالمثل، «به عمل کار برآید؛ به سخنرانی نیست».
همچنین از قرار معلوم، در عقلانیت ارتباطی اوباما، رابطه آمریکا با صهیونیستها رابطهای ویژه میباشد؛ آنجا که در سخنرانیاش میگوید: «پيوند قدرتمند ميان آمريكا و اسرائيل براي همه معروف است و متزلزل كردن اين پيوندها ممكن نيست».
ضمن آنکه اگر زیستجهان مورد نظر اوباما فراتر از یک سخنرانی است، باید پرسید نظام حقوقی این زیستجهان بر اساس کدام ارزشها شکل میگیرد؟
امروز مکاتب مادی در اداره بشر به بنبست رسیدهاند و بر نخبگان اسلامی است با طراحی الگویی مطابق با فطرت انسان، او را در تأمین نیازها و سعادت دنیا و آخرتش یاری دهند. الاسلام يَعلُوا و لايُعلي عليه.
آقای اوباما را هم به بازخوانی پیام حضرت امام(ره) به آقای گورباچف که در آستانه فروپاشی بلوک شرق صادر شد، دعوت میکنیم.
با ظهور مهدی موعود(عج) و رسیدن صالحان به وراثت ارض که وعدۀ قرآن است(ان الارض یرثها عبادی الصالحون)، زیستجهانی پر از عدل و داد شکل خواهد گرفت که رابطه انسانها در آن براساس احسان و عدالت خواهد بود.
یادداشت را با فرازی از دعای حضرت روح الله در پیام پذیرش قطعنامه به پایان میبریم که میفرمایند: «خداوندا! تلخي اين روزها را به شيريني فرج حضرت بقيه الله -ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- و رسيدن به خودت جبران فرما».
پینوشت:
1- High Politics
2- Low Politics
3- Paradigm Shift
نوشته شده در جمعه 15 خرداد1388 توسط حزب الله
| لينك ثابت |